تبلیغات
علمی، فلسفی، تاریخی، تئاتر،باستان شناسی، آموزش، دانش آموز، کودک و ... - جو فِراسْت، دایه‌ای برای تمام فصول
علمی، فلسفی، تاریخی، تئاتر،باستان شناسی، آموزش، دانش آموز، کودک و ...
شرایط مهم نیستند،بلکه نوع تفکر و عمل در شرایط مختلف زندگی ما را رقم می زند

جو فِراسْت، دایه‌ای برای تمام فصول

دوشنبه 5 اسفند 1392

نویسنده: فخرالدین برزنجی ( دارسو ) | طبقه بندی:کودک، 



همة ما بارها شاهد صحنه‌های شیطنت بچه‌ها بوده‌ایم. در رستوران جیغ می‌كشند و سروصدا راه می‌اندازند و در فروشگاه بی‌محابا می‌دوند، درحالی‌كه به‌نظر می‌رسد پدر و مادرهای خسته از پس مهار این وروجك‌ها برنمی‌آیند و ناامیدانه در پی یافتن راهی برای كنترل آنها هستند. در این میان، جو فِراسْت انگلیسی، درست مثل یك مری پاپینز واقعی اما بدون چتر پرنده، در كنار پدر و مادرهای خسته و مستأصل فرود آمد، پدر و مادرهایی كه برای حل دردسرهای بزرگ كوچولوهایشان نیازمند كمك بودند. او توانست به پدر و مادرها یاد بدهد كه چگونه با محبت و مهربانی، و درعین‌حال با رعایت اصول و روش‌های تربیتی، فرزندانشان را تربیت كنند.


جو فراست در 27 ژوئن 1971 در لندن به دنیا آمد. او كه هرگز رویای دست یافتن به چنین موفقیتی را در سر نپرورانده بود، كار پرستاری از كودكان را از نوجوانی آغاز كرد و به محض پایان تحصیلاتش، آن را تمام‌وقت پی گرفت. با اینكه نه تجربة مادر بودن داشت و نه تحصیلات دانشگاهی در زمینة تربیت كودك، به آگهی یك مجله پاسخ داد تا توانایی خود را در اجرای یك مجموعة تلویزیونی آموزشی كه به اَبَردایه (Supernanny) معروف شد بیازماید. تهیه‌كنندگان برنامه كه مسحور توانایی و مهارت او، نه‌فقط در كنترل بچه‌های سركش، بلكه در برقراری ارتباط و درك نیازهای آنها شده بودند، او را برای این كار انتخاب كردند. پخش این مجموعه در تابستان سال 2004 از شبكة چهار تلویزیون انگلستان شروع شد و مورد استقبال بی‌نظیر بینندگان قرار گرفت، به‌طوری‌كه فراست به ستاره تبدیل شد. برنامه‌سازان شبكة تلویزیونی اِی‌بی‌سی امریكا، وقتی كار را دیدند، تولید نسخة امریكایی مجموعه را سفارش دادند. فراست كه در آغاز شناخت كاملی نسبت به امریكایی‌ها نداشت، خیلی زود پی برد كه پدر و مادرهای امریكایی نیز همانند والدین انگلیسی از دست بچه‌های شلوغ و شیطان خود به ستوه آمده‌اند. نسخة امریكایی اَبَردایه در ژانویة 2005 به نمایش درآمد و موفقیت چشمگیر دیگری برای فراست به ارمغان آورد. جو فراست كه 18 سال است روش‌های موفق تربیتی خود را با تجربیات واقعی و عملی درآمیخته، كودكان را بخش مهمی از زندگی خود می‌داند. او در هر قسمت از مجموعه، ابتدا مشكلات هرروزة والدین را در تعامل با فرزندانشان نشان می‌دهد. سپس اصول و قوانینی اختصاصی و متناسب با هر خانواده تدوین می‌كند و برای آنها توضیح می‌دهد. همچنین با پدر و مادرها دربارة اینكه چه تغییراتی باید در خود و روششان ایجاد كنند تا رفتار فرزندشان بهبود یابد به‌طور خصوصی صحبت می‌كند. توصیه‌ها و صحبت‌های او اغلب شامل پرسش‌هایی از والدین است كه طی آن از آنها می‌خواهد پیامد رفتار ناپسند كودك و پاداش رفتار خوب او را تبیین و مطابق آن عمل كنند و توصیه می‌كند كه هنگام تأدیب كودك، خشم خود را مهار و آرامش خود را حفظ كنند. اثربخش بودن روش‌های تربیتی فراست زمانی مشخص می‌شود كه در شروع هر قسمت، بچه‌ها را می‌بینیم كه دور پدر و مادرها می‌چرخند، گریه می‌كنند، جیغ می‌كشند، قشقرق به‌ راه می‌اندازند، از در و دیوار بالا می‌روند و خلاصه همه را خسته و كلافه می‌كنند، اما پس از روبه‌رو شدن با روش جدید، برای بهتر شدن رفتارشان تمایل نشان می‌دهند. با وجود این، فراست فقط بچه‌ها را مقصر نمی‌داند و معتقد است شاید این پدر و مادرها هستند كه باید نگاهی جدی به خودشان بیندازند و پی ببرند آنچه برای دستیابی به نتایج دلخواه بدان نیاز دارند، ایجاد تغییرات مثبت و نگرش جدید است. او می‌گوید والدین باید دربارة اینكه چگونه می‌خواهند فرزندانشان را بزرگ و تربیت كنند تصمیمات آگاهانه‌ای بگیرند و برای نهادینه كردن ارزش‌ها و اصول اخلاقی در آنها تلاش كنند. فراست 36 ساله نخستین دایه‌ای است كه به چنین شهرتی دست یافته است. در توصیف موفقیت او همین بس كه مجموعه‌های آموزشی وی در 47 كشور جهان به نمایش درآمده است. نتیجه‌بخش بودن روش‌های فراست باعث شده بسیاری به این شیوه‌ها روی آورند. در كشور ما هم برخی روانشناسان و مؤسسات درمانی به اجرای این روش‌ها مبادرت ورزیده‌اند كه موفقیت‌آمیز نیز بوده است. جو فراست در كنار فعالیت‌هایش چند كتاب هم دربارة تربیت كودك نوشته كه معروف‌ترین آنها به‌تازگی زیر نظر دكتر محمدولی سهامی به فارسی ترجمه شده و انتشارات زوار آن را با عنوان مادر كافی روانة بازار كرده است. آنچه در زیر می‌آید خلاصه‌ای از ده فرمان یا ده قانون طلایی جو فراست است كه در كتابش نیز به آنها پرداخته. این اصول ده‌گانه مبنای كار و روش‌های اوست.

1. پاداش و تحسین: فراست معتقد است مهم‌ترین كاری كه می‌توانید برای فرزندتان انجام دهید پاداش دادن است: «بازخواست و تشویق باید به‌طور مساوی اعمال شود. همان‌طور كه از كودك بابت رفتار ناپسندش بازخواست می‌كنید تا پیامدهای رفتار نادرست را به او بیاموزید، به همان میزان باید او را به پاس رفتار خوبش مورد توجه و محبت قرار دهید. این پاداش باید بلافاصله به كودك داده شود تا بتواند ارتباط میان رفتار خوب و پاداش را درك كند.» فراست می‌گوید پاداش نباید فقط به این علت به كودك داده شود كه مطابق میل شما رفتار كرده، بلكه لازم است به خاطر مسئولیت‌هایی كه به انجام می‌رساند و كارهایی كه خودش عهده‌دار می‌شود نیز به او محبت و مهربانی نشان دهید. او جایزه دادن به كودك را هم برای تشویق پیشنهاد می‌كند اما هشدار می‌دهد از خوراكی برای این منظور استفاده نشود: «پاداشی كه به كودك می‌دهید لزوماً نباید شكلات یا چیزهایی از این قبیل باشد. بسیاری به‌عنوان پاداش به كودك خوراكی می‌دهند و با این كار میان احساس و خوراكی رابطه برقرار می‌كنند. این مسئله بعدها می‌تواند موجب دردسر شود.» 2. وحدت رویه: یك‌زبان بودن پدر و مادر مسئله‌ای بسیار مهم است. آنها باید در مورد مسائل مختلف با یكدیگر توافق داشته باشند: «معمولاً همه بدون فكر قبلی قوانین و اصولی برای تربیت كودك وضع می‌كنند، درصورتی‌كه والدین باید بنشینند، وقت بگذارند و خط‌مشی و اصول اساسی مورد نظر خود را تعیین كنند.» بنابراین، قرار و مدارها باید از پیش گذاشته شود، ضمن آنكه پدر و مادر باید در اجرای قوانین خود ثابت‌قدم باشند. 3. برنامة روزانه: فراست اهمیت فراوانی به برنامه‌ریزی می‌دهد. او در كتابش به‌تفصیل در این باره توضیح داده و پیشنهاد می‌كند كه یك جدول زمان‌بندی‌شده طراحی كنید تا بتوانید كارها و نیازهای همة افراد خانواده ـ هم خودتان و هم فرزندانتان ـ را هماهنگ كنید. او زمان غذا خوردن و وقت خواب را از موارد اساسی این برنامه می‌داند: «برنامة روزانه به زندگی خانواده یكپارچگی و ثبات می‌دهد و چارچوبی مطمئن و پایدار فراهم می‌كند كه كودك علاقه‌مند می‌شود به آن عمل كند.» او می‌گوید وقتی همه‌چیز هر روز طبق روال باشد، بچه‌های كوچك‌تر عملكرد و رفتار بهتری دارند. در این صورت، وقتی احساس خستگی می‌كنند می‌خوابند و در نتیجه، بقیة روز را سرحال خواهند بود: «بچه‌ها هركدام ساعت زیستی خودشان را دارند، بنابراین برنامة روزانه باید براساس ویژگی‌های فردی باشد. اما به‌طوركلی بهتر است فعالیت‌های آموزشی صبح‌ها و فعالیت‌های بدنی بعدازظهرها انجام شود. همچنین خوب است شب آنها را حمام كنیم تا با آرامش به خواب بروند.» 4. حد و حدود: باید حد و مرزی تعیین كنید تا بچه‌ها بدانند چه رفتارهایی پسندیده و چه رفتارهایی ناپسند است. بچه‌ها برای به‌دست آوردن استقلال می‌جنگند و تلاش می‌كنند و به‌هیچ‌وجه نباید سرخورده شوند. درحالی‌كه بخشی از این تلاش برای مستقل شدن صرف عقب زدن حد و مرزی می‌شود كه شما تعیین كرده‌اید، نباید این حدود را بشكنید و در عوض باید گزینه‌هایی برای انتخاب در اختیار آنها بگذارید: «شما باید به آنها فرصت انتخاب بدهید، در غیر این صورت می‌توان گفت آنها در كنترل شما هستند.» مثلاً امكان دارد برای غذا خوردن اصول و حدودی را تعیین كنید و رفتار مشخصی مثل نشستن پشت میز و رعایت آدابی خاص را انتظار داشته باشید، اما درعین‌حال می‌توانید به بچه‌ها اجازه دهید كه غذای مورد علاقة خودشان را انتخاب كنند. 5. قاطعیت: وقتی بر سر اصول و مقررات توافق می‌كنید، از آن پس باید بر سر تصمیم خود بمانید و دیگر نباید كوتاه بیایید. فراست می‌گوید: «باید قاطع و درعین‌حال منصف باشید.» وی به‌شدت با تنبیه بدنی كودك مخالف است و می‌گوید مجموعه‌ای از روش‌های دیگر تربیتی وجود دارد كه می‌توان از آنها استفاده كرد. یك روش مناسب این است كه جایی مثل گوشه‌ای از اتاق یا زیرپله یا حتی یك صندلی را كه دور از فعالیت‌های معمول خانواده باشد در نظر بگیرید. اگر كودك رفتار نادرستی داشته و هشدارهای شما را هم جدی نگرفته، او را به آن مكان ببرید و از او بخواهید آنجا بماند و دربارة رفتارش فكر كند. البته توجه داشته باشید كه این مكان به‌هیج‌وجه نباید جای ترسناكی برای كودك باشد و حتماً باید خالی از ابزار و وسایل خطرناك باشد. به‌كارگیری این روشِ بسیار ساده باعث می‌شود بچه‌ها پی ببرند كه رفتارشان پیامدهایی در پی دارد. به آنها فرصت می‌دهد تا به رفتارشان فكر كنند و امكان عذرخواهی داشته باشند. برای پدر و مادرها هم این امكان را به‌وجود می‌آورد تا آرامش خود را مجدداً بازیابند: «به‌جای اینكه عصبانی شوید، از محل دور شوید. این روش تأثیر خود را خواهد گذاشت.» 6. تذكر و هشدار: تكان دادن انگشت رو به كودك و گفتن جملة «خیلی شیطونی می‌كنی!» كاری است كه فراست برای پایان دادن به شیطنت كوچولوها انجام می‌دهد. اما عده‌ای از والدین در این زمینه به كمك نیازمندند. فراست می‌گوید اهمیتی ندارد چه می‌گویید، بلكه مهم این است كه چگونه آن را بیان می‌كنید: «به‌طور مستقیم و رودررو با آنها صحبت كنید. سعی كنید آهنگ صدایتان پایین اما جدی باشد.» این برخورد به آنها می‌فهماند كه شما از رفتارشان راضی نیستید. 7. توضیح: این مورد هم اهمیت زیادی در فرآیند تربیت دارد. خودتان را برای صحبت كردن با كودكتان آماده كنید و برایش توضیح دهید چه كار نادرستی انجام داده و چرا نباید چنین رفتاری داشته باشد. باید به كودك توضیح داد تا پی ببرد كه چرا بازخواست شده است. 8. خویشتن‌داری: فراست حتی وقتی با بدترین رفتارها از جانب بچه‌ها روبه‌رو می‌شود، از كوره درنمی‌رود. با اینكه چنین خونسردی و آرامشی غیرقابل دستیابی به‌نظر می‌رسد، وی مصر است كه پدر و مادرها مثل او آرامش خود را حفظ كنند و خویشتن‌دار باشند: «شما بزرگ‌ترها انسان‌های بالغی هستید و باید بتوانید خودتان را كنترل كنید.» او قاطعانه می‌گوید كودك سه‌ساله‌ای كه بداخلاقی می‌كند، كنترلی بر رفتار خود ندارد، اما شما نباید در برخورد با او رفتار مشابهی داشته باشید. اگر عصبانی شوید و بر سرش فریاد بزنید، او را خواهید ترساند. می‌توانید از لحن‌های مختلفی استفاده كنید اما داد كشیدن لزومی ندارد. شما قهرمانان آنها هستید و نباید در برابر چشمان آنها بشكنید و خرد شوید. اگر كنترل خود را از دست بدهید، تأثیر خوبی بر خانواده نخواهید گذاشت. 9. مسئولیت دادن: آنها را در كارهای كوچكی كه قادر به انجام دادنشان هستند سهیم كنید و اجازه دهید مسئولیت‌هایی هرچند كوچك را برعهده بگیرند تا مهارت‌های زندگی و مهارت‌های اجتماعی‌شان پرورش یابد. این بخشی از فرآیند رشد است. مثلاً بگذارید صبح‌ها خودشان لباس بپوشند یا اگر كوچولوی دیگری در راه دارید، سعی كنید حضور او و مسئولیت‌های ناشی از آن را حس كنند. این یك روش مطمئن و آزمایش‌شده است كه فراست به آن روش نقش‌پذیری یا شركت‌پذیری می‌گوید. او پیشنهاد می‌كند كه از كمك فرزندانتان بهره‌مند شوید. برای نمونه، وقتی مشغول غذا پختن هستید، اجازه دهید چند عدد سیب‌زمینی بشویند یا اسفنجی به آنها بدهید تا در شستن ماشین به شما كمك كنند. او می‌گوید: «دادن مسئولیت‌های كوچك به كودكان باعث می‌شود آنها احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا كنند.» 10. استراحت: اگر استراحت نكنید و زمانی را به خود و همسرتان اختصاص ندهید، مشكلی از مشكلات شما حل نخواهد شد. اوقاتی را برای خودتان صرف كنید و مثلاً از خریدی یك‌نفره لذت ببرید یا برای صرف شامی دونفره بیرون بروید. فراست معتقد است درخواست از یكی از دوستان یا اقوام برای نگهداری از كوچولوی شما و دور بودن از او فقط برای چند ساعت، در بلندمدت به‌نفع خانواده‌تان خواهد بود * آرام كردن كودك نوپایی كه مدام بدخلقی و گریه می‌كند كار دشواری به‌نظر می‌رسد. خواباندن بچه‌ای كه مصمم است به رختخواب نرود نیز همین‌طور. گاهی این احساس به آدم دست می‌دهد كه این جنگ‌های كوچك اما پردردسر بین پدر و مادرها و بچه‌ها هرگز پایان نمی‌پذیرد. جو فراست كه توانسته بارقة امید را در دل پدر و مادرها به‌وجود آورد، ادعا می‌كند كه می‌تواند در هر خانه‌ای ـ هرقدر آشفته و نابسامان ـ آرامش را برقرار سازد. او معتقد است چیزی به نام «بچة بد» وجود ندارد. پایگاه اینترنتی شبكة چهار تلویزیون انگلستان با جو فراست مصاحبه‌ای داشته است. در ادامه، خلاصه‌ای از این مصاحبه آمده که وی در آن به صحبت دربارة کتاب و فعالیت‌هایش می‌پردازد:

 انتظار نمی‌رفت یك پرستار سرخانة شاد و سرزنده به چنین موفقیتی دست پیدا كند. نسخة امریكایی فیلم‌های تو مورد تأیید شبكة تلویزیونی اِی‌بی‌سی قرار گرفت و كتابت رتبة نخست را در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورك تایمز از آن خود كرد. تا چند سال پیش تو هم یكی از هزاران پرستار دلسوزی بودی كه با بچه‌های مردم سروكله می‌زنند، اما این اتفاقات همه‌چیز را تغییر داد. ○ نسخة انگلیسی كارم كه پخش شد، می‌دانستم مورد توجه قرار می‌گیرد ولی نمی‌توانستم پیش‌بینی كنم آوازه‌اش به امریكا هم می‌رسد. خوب، من پرستار هستم، نه پیشگو! استقبال در امریكا حقیقتاً خیره‌كننده بود. آنها با مهربانی من را پذیرفتند و از من به‌گرمی استقبال كردند.  موضوع هر برنامه در مجموعة جدید ساده است: فراست سه هفته را در كنار خانواده‌ای سپری می‌كند كه با مشكلات رفتاری فرزند یا فرزندانشان درگیرند و با كمك‌ها و راهنمایی‌های او، مشكل در پایان هر قسمت حل می‌شود. ○ اخیراً با یكی از خانواده‌هایی صحبت كردم كه برنامة مربوط به آنها پخش شده بود. آنها معتقد بودند 50 دقیقه فیلم به‌هیچ‌وجه برای نمایش اینكه زندگی آنها تا چه اندازه دستخوش تغییر شده و چقدر از مشكلاتشان حل شده كافی نبوده، و این به‌نظر من حیرت‌انگیز است.  تفاوت میان شیوه‌های تربیتی در انگلستان و امریكا را مدنظر قرار دادی؟ ○ نه! به اعتقاد من، هیچ تفاوت قابل ملاحظه‌ای وجود ندارد. در همه‌جای دنیا بچه، بچه است و پدر و مادرها هم پدر و مادرند. تنها نكتة قابل توجه این بود كه امریكایی‌ها احترام بسیار زیادی برای پرستار انگلیسی و استانداردها و آداب ما قائل‌اند. این را هم باید اضافه كنم كه آنها عاشق لهجة ما هستند.  شاید آنها از لهجة شما خوششان بیاید، اما ارتباط و پیوند تو با تماشاگران امریكایی ریشه‌دارتر از این است. مطمئناً تو به خاطر داشتن لهجة انگلیسی عنوان نویسندة پرفروش‌ترین كتاب را به‌دست نیاورده‌ای! ○ در واقع، من این كتاب را ننوشتم. از پشت تلفن آن را دیكته كردم. بیش از 70 ساعت را پشت تلفن گذراندم. قرار بود كتاب در تاریخ معینی منتشر شود و به بازار بیاید، بنابراین ما ضرب‌الاجل داشتیم. اما سر من خیلی شلوغ بود و مشغول ساختن نسخة امریكایی كارهایم بودم. به همین خاطر گفتم نمی‌توانم بنشینم و كتاب را بنویسم. به همین دلیل ترتیبی داده شد تا خانمی كار نوشتن و تایپ حرف‌های من را برعهده بگیرد. اما نمونه‌خوانی و ویرایش آن را خودم انجام دادم. به‌هرحال، همان‌طور كه پرحرفی برایم سخت نیست، 70 ساعت پشت تلفن صحبت كردن هم برایم مشكل نبود!  تو معتقدی روش‌ها و دستورالعمل‌های مجموعة جدید دنبالة روش‌های مجموعة نخست است، البته با تفاوت‌هایی قابل ملاحظه. ○ این بار، علاوه بر بچه‌های كم‌سن و سال، با بچه‌های بزرگ‌تر هم كار كردم. خانواده‌ها را هم به‌عنوان یك كل بیش از پیش زیر ذره‌بین قرار دادم تا زوایا و لایه‌های مختلف هریك بهتر نشان داده ‌شود. بنابراین، ما تنها رفتار كودك را بررسی نمی‌كنیم چون عوامل معینی در خانواده وجود دارد كه می‌توانند بر بچه‌ها و والدین تأثیرگذار باشند. ما همان‌طور كه روی رفتارهای اجتماعی غیرقابل قبول كار می‌كنیم، با رفتارها و احساسات پدر و مادرها هم سروكار داریم. برای مثال، اگر مادری خشمگین و عصبانی باشد، تأثیر این عصبانیت را بر فرزندانش بررسی می‌كنیم. ما در هر برنامه از شیوه‌های جدیدی استفاده می‌كنیم كه هركدام با دیگری متفاوت و دربرگیرندة اطلاعات آموزنده‌ای است. برای حل مسائل و مشكلات مختلف باید روش‌های متفاوتی در پیش گرفت، ضمن اینكه حتی برای سنین مختلف هم باید از شیوه‌های متفاوتی بهره جست. بچه‌ها هیچ‌كدام مثل هم نیستند، طبیعت و خلق‌وخوهای مختلفی دارند.  برایت سخت نیست كه وارد خانواده‌ای می‌شوی، با آنها انس می‌گیری و صمیمی می‌شوی و پس از سه هفته آنها را ترك می‌كنی؟ ○ من با آنها همچنان در ارتباط هستم. همة خانواده‌ها شماره تلفن من را دارند و می‌توانند هر وقت بخواهند با من تماس بگیرند. ولی خوب بله، مطمئناً دلم برایشان تنگ می‌شود. چون با هر خانواده یك مسیر عاطفی را طی می‌كنی و هركدام به روش خودشان به تو نزدیك می‌شوند و با تو ارتباط برقرار می‌كنند.  فكر می‌كنی مشكلی وجود دارد كه نتوانی راه‌حلی برای آن پیدا كنی؟ ○ به‌نظرم همیشه می‌توانم به طریقی كمك كنم. تغییری كه ایجاد می‌كنم، چه كوچك باشد و چه بزرگ، چه ناگهانی باشد و چه تدریجی، به‌هرحال تغییر است.  خودت می‌گویی زندگی‌ات از بسیاری جهات تغییر كرده، درست مثل زندگی خانواده‌هایی كه با آنها سروكار داری. اما مهم‌تر از ثروت یا شهرت، یادگاری است كه از خود به‌جا می‌گذاری. ○ باعث خوشحالی من است اگر بتوانم به حل مشكلات خانواده‌ها كمك كنم.■

منبع: http://zananmag.org

نظرات() 
Can you lose weight by doing yoga?
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:43 ق.ظ
Hey! Someone in my Facebook group shared this site with us so I
came to check it out. I'm definitely loving the information. I'm book-marking
and will be tweeting this to my followers! Fantastic blog and fantastic design and style.
morris6massey1.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 05:42 ب.ظ
If you wish for to take a good deal from this piece of writing then you have to apply these techniques to your won website.
sidna
دوشنبه 5 اسفند 1392 09:49 ب.ظ
قالب واکنش گر برای وبلاگ
www.sidna.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فخرالدین برزنجی ( دارسو )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :